مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
490
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> چون به يكى از دو گروه حمله برند ، گروه ديگر پياده شود وسوار وپياده را از آن براند . چون گروهى بخواهد راه بالا گيرد وچون گروهى بخواهد راه پايين گيرد ؛ اگر شما در يك صف باشيد ، پيادگان به شما حمله آرند ، به صف پيش روند ، صف بشكند وهزيمت رخ دهد . » گويد : آنگاه زفر توقف كرد ، با آنها وداع گفت واز خدا خواست كه همراهيشان وياريشان كند . كسان ثناى أو گفتند وبرايش دعا كردند . سليمان بن صرد گفت : « ميزبان خوبى بودى ، نيكو جاى دادى ، نيكو پذيرايى كردى ودر كار مشورت نيكخواهى كردى . » گويد : آنگاه قوم با شتاب برفتند ودو منزل يكى كردند . گويد : از شهرها گذشتيم تا به ساع رسيديم . آنگاه سليمان بن صرد چنان كه زفر گفته بود ، گروهها بياراست وبرفت تا به عين الورده رسيد ، در مغرب آن فرودآمد واز آن قوم زودتر رسيده بود . در آنجا اردو زدند ، پنج روز بماندند ، حركت نكردند ، استراحت كردند ، آرام گرفتند واسبان خويش را استراحت دادند . عبداللَّه بن غزيه گويد : مردم شام بيامدند تا به مقدار يك روز وشب راه از عين الورده فاصله داشتند . گويد : سليمان ميان ما ايستاد ، حمد خداى بهتفصيل گفت وثناى أو كرد . آنگاه از آسمان ، زمين ، كوهها ، درياها وآيتها كه در آن هست ، سخن آورد وعطيهها ونعمتهاى خدا را ياد كرد . از دنيا سخن آورد وآن را تحقير كرد ، از آخرت سخن آورد وبدان ترغيب كرد واز اين باب چندان بگفت كه من شمار نتوانستم كرد وبه خاطر نتوانستم سپرد . سپس گفت : « اما بعد ، خدا ، دشمن را كه روزها وشبها سوى أو رهسپار بودهايد واز اين كار چنانچه وا مىنماييد ، توبهء خالصانه وعذرجويى در پيشگاه خدا منظور داريد . سوى شما آورده . آنها سوى شما آمدهاند وبلكه شما سوى آنها آمدهايد در خانه وجايگاهشان . وقتي با آنها مقابل شديد ، صميمانه بكوشيد وصبورى كنيد كه خدا يار صابران است . هيچ كس به آنها پشت نكند ، « مگر براي جنگ منحرف شود يا سوى گروهى ديگر رود . » 3 فرارى را نكشيد وزخمدار را بىجان مكنيد . أسير مسلمان را مكشيد ، مگر پس از آنكه اسيرش كردهايد با شما بجنگد ويا از جملهء قتلهء برادران شما باشد ، به دشت طف كه رحمت خدا بر آنها باد ! روش أمير مؤمنان علي بن أبي طالب ، دربارهء مسلمانان چنين بود . » آنگاه سليمان گفت : « اگر من كشته شدم ، سالار كسان مسيب بن نجبه است واگر مسيب كشته شد ، سالار كسان عبداللَّه بن وال است . اگر عبداللَّه بن وال كشته شد ، سالار كسان رفاعة بن شداد است . خدا رحمت كند كسى را كه به پيمان خدا وفا كند ! » گويد : آنگاه مسيببننجبه را با چهار صد سوار فرستاد وگفت : « برو تا به نخستين اردويشان برسى وبه آنها حمله بر . اگر نتيجة دلخواه بود كه خوب وگر نه با ياران خويش بازگرد . مبادا فرود آيى ويا بگذارى